سفارش تبلیغ
صبا ویژن

خاک

ای عزیز:

آن چنان غریق دریای غربتمان مکن که به سمت هر خاشاک عاطفه ای دست دراز کنیم.

پناه برتو از تنهایی و غربت و بی کسی

ای معبود دوست داشتنی:

از میان ظلمتی که بر درون و بیرونمان سایه گسترده روزنی به روشنایی مهدوی بگشا تا بهانه ای برای زنده ماندن پدید بیاید .

ای مهربان بی منت:

ما را آنچنان نگران خودت کن که هیچ جاذبه و دغدغه ای نگاهمان را از تو نگیرد . کور باد چشمی که تو را نگران من نمیبیند.

در آخر خدایا باز من با تو حرف میزنم بنده تو خاک مرا دریاب اگر من به غیر تو دل بستم آن هم بهانه ای بود برای یافتن تو اگر تخطی کردم از من بگذر ولی رهایم نکن خدایا در خلوت به چه کسی غیر از تو ایمان داشته باشم که نجوای دلم را میشنود واز آن نمیگذرد خدایا چگونه باید بفهمانم که من به او امید بسته ام تا مرا باور کند تو خود بر احوال من واقفی پس به تو امید بسته ام که روزنی از نور در دلمان روشن کنی به امید آنکه همه این محبتها مرا به تو وصل کند آمین.

 


ارسال شده در توسط خاک

 

 

تو جاده بودم که یکی از دوستانم بهم زنگ زد گفت کجایی...گفتم دارم میرم شمال مثل همیشه بهم گفت مارکوپولو دوباره زدی به جاده شرمندش شدم چون خیلی خیلی برام عزیز یه چند سالی ازش خبر نداشتم ولی خودش انقدر گشت تا پیدام کرد دوستم وبلاگ نویس نیست هر چی بهش میگم میگه من سر رسید قدیمی خودم را تر جیح میدم فکر میکنم نه یقین دارم حق با سمیراست منم گاهی اوقات به این فکر میکنم که سر رسید قدیمی خودم را از توی کمد بکشم بیرون و دیگه دلتنگیام را مثل گذشتها آنجا بنویسم.

خلاصه این سفر شمال یکم با بقیه سفرهایی که رفته بودم فرق داشت یه تجربه وبلاگی را باید بهش اضافه کنم با یکی از دوستان وبلاگ نویس که اهل شمال بود قرار گذاشتیم خانوادگی همدیگر را ببینیم چه پسر با نمکی داشت لپاش جون میداد برای کشیدن اسمش آقا شهریار بود با تکتم من حسابی بازی کردن امیدوارم باز هم فرصتی پیش بیاد تا قبل ...ببینمش این تجربه باعث شد این سفر برام یه خاطره بشه .

در آخر خدایا ازت ممنونم که رهام نکردی حتی به اندازه یک لحظه من ازت معذرت میخوام که یه مدت ازت غافل بودم اشتباه کردم تو خودت میدونی در عین غفلت بازم یادت بودم اگه تو نبودی من رها میشدم ولی مثل همیشه دستت را گذاشتی روی سرم تا فردا صبح که از خواب بلند میشم این جمله از شهید بابایی و همیشه آویزه گوشم.

خدایا ازم بگذر نزار شرمندت بشم باشه ممنون بنده غافل تو خاک.

 

 

 

 


ارسال شده در توسط خاک

 داشتم به این فکر میکردم که ما منتظر امام زمانیم یعنی چی ؟ واقعا من و تو منتظر امام زمانیم اصلا کلمه انتظار را تا حالا درک کردیم تا حالا منتظر مسافری بودین چقدر انتظار دیدن روی آن مسافر سخته آن موقع اگه خدا شما را تنها نزاشته باشه می فهمید که انتظار واقعی چقدر سختر و سنگینتر از انتظارهای دنیایی اگر منتظر واقعی باشی و بینتون فاصلها باشه توی این دنیا نمی تونی تاب بیاری و دائم از خدا میخوای که آن تورا ببر انتظار مهدی زهرا را کشیدن طاقت فرساست تحمل میخواد وابستگیهایی که ما توی این دنیا داریم به همسر به فرزند به پدر به مادر به خواهر به برادر همه و همه فقط یک بهانه است برای رسیدن به عشق و محبت الهی شایدم یه تمرین برای رسیدن به آن درجه ازعرفان و شناخت اگه بنده ای زرنگ باشه خیلی راحت میتونه این محبت را معامله کنه اینها همه فتنه هستن تا من و تو را زمینگیر کنن تا کمتر به یاد خدا بیوفتیم تا کمتر عشق خدا را توی دلامون بیدار کنیم اینهایی که گفتم همه برای ذهن خودم بود شاید شما که همه اینها را میخونید یه منتظر واقعی باشید فقط بیاید یکم فکر کنیم که معنی کلمه انتظار را بفهمیم آنوقت دیگه نمیتونیم توی این دنیا راحت راه بریم و بگیم ما منتظریم دل بی تاب مهدی زهراس میشه و دیگه تاب و توان ندارهمهدی جان دلم را به نور دیده ات روشن کن.

 

برای آمدنت انتظار کافی نیست                         

دعا گریه و التماس کافی نیست

خودت دعا کن ای نازنین که بر گردی

دعای مردم شب زنده دار کافی نیست

خودت دعا کن ای نازنین که بر گردی .


ارسال شده در توسط خاک

معنی عصمت آن نهایت درجه ایمان است،ایمان به هر اندازه که زیادتر باشدخدا بیشتر به یاد انسان است.مثلا فرد بی