سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

خاک

وقتی تو کوچه پس کوچه های شهری غریب فرسنگها فاصله با خاک وطنت قدم میزنی به هر بهانه دلتنگی به برگهای خزانش سری میزنی صدای خش خش برگها با خش خش برگهای وطنت فرق داره

صداش از جنس دلتنگی نیست وقتی دنیا رنگارنگ میشه جای بعضی بهانه ها رو میشه با هم عوض کرد.

اینجا جنس دلتنگیها فرق داره...

دلتنگ صدا ...

گاهی حتی دلتنگ اسم ...

گاهی روح توان نداره گاهی جسم ...

لرزش دستام روی صورتت تو خیال جرات خیالم ندارم...

بی بهانه ترین بهانه خاک دلتنگ نبودن و بودن ...

.گاهی تمنای بودنم گاهی تمنای نبودن...

همیشه نبودن را بهانه بودن کردی اما توان بودن ندارم...

بهانه دلتنگی نفس کشیدن حتی نوشتن ...


ارسال شده در توسط خاک