• وبلاگ : خاك
  • يادداشت : بانوي ارديبهشت...
  • نظرات : 0 خصوصي ، 6 عمومي
  • چراغ جادو

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + علي اکبرمجنون الحسين جان 
    بسم الله الرحمن الرحيم
    سلام عليکم....
    تقديم به شما گرامييان
    از سوي حسينيه ي ققنوس کربلا
    خوشبخت باشيدوشيرين کام ان شاالله و از ياران مولايمان اباصالح المهدي ارواحناله لک الفدا
    دل مولاجانمان را با خوشبختي و مهرباني خويش با خانواده و وفاداري به همسر و اهل خود شاد کنيد
    براي خوشبختي همديگر بسيار دعا کنيد.
    رضاي مولايمان رضاي خداست!
    اميداست آن سرورعالم؛از همه ي ما در اين صبح جمعه ي الهي راضي شود.
    اميدوارم هرگز يک تار موي از سر مَحْرَمِتان به نامحرمان دنيا نفروشيد.
    حلال خدا را حرام نکنيد و حرام خدا را حلال نشماريد....
    آمين يارب العالمين
    زندگي به سبک شهدا!!!
    «مي‌برم با خانم و بچه‌ها بخوريم»
    جعبه شيريني رو جلو بردم و تعارف کردم. يکي برداشت و گفت: مي‌توانم يکي ديگر هم بردارم؟
    گفتم : البته اين حرفا چيه؟ سيد يک شيريني ديگر هم برداشت.
    هر جا که غذاي خوشمزه يا شيريني يا شکلاتي تعارفش مي‌کردند، بر مي‌داشت اما نمي‌خورد. مي‌گفت: «مي‌برم تا با خانم و بچه‌ها با هم بخوريم.»
    به ما هم توصيه مي‌کرد که اين خيلي موثر است آدم شيريني‌هاي زندگي‌اش را با خانواده‌اش تقسيم کند.
    شايد براي همين هم هميشه در خانه نماز را به جماعت مي‌خواند.
    پي نوشت:
    برداشتي از کتاب مجموعه خاطرات شهيدسيد مرتضي آويني
    التماس دعاي عهد وفرج مولايمان را فراموش نکنيم.....